تبلیغات
... تا ظـهور ... - واقعا خدا عادل است؟
 
درباره وبلاگ


بر مشامم می رسد هر جمعه بوی انتظار
بر دلــــم ترســــم بــــماند آرزوی وصل یار
تشنه ی دیدار یـارم ،معــــصیت مهلت بده
تا بـمیرم در رکابــــــش با کمــــال افتــــخار

مدیر وبلاگ : یــاوران امام
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساعت فلش مذهبی مهدویت امام زمان (عج) تاریخ روز
وبسایت قلمداد
... تا ظـهور ...
به لطف خدا تا ظهور با ولایت به عشق شهادت
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 30 آذر 1392 :: نویسنده : یــاوران امام

واقعا خدا عادل است؟

زنى به حضور حضرت داوود (علیه السلام ) آمد و گفت : اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟ داوود (علیه السلام ) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند. سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟ زن گفت : من بیوه زن هستم و سه دختر دارم ، با دستم، ریسندگى مى کنم ، دیروزشال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم، تا بفروشم، و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد، و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تامین نمایم .

هنوز سخن زن تمام نشده بود، در خانه داوود را زدند، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (علیه السلام ) آمدند، و هر کدام صد دینار (جمعا هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (علیه السلام ) از آن ها پرسید: علت این که شما دست جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟ عرض کردند : ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید، و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته ای سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن ، موردآسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم ، و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم ، و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ما است به حضورت آورده ایم ، تا هر که را بخواهى، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (علیه السلام ) به زن متوجه شد و به او فرمود: پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد، و فرمود: این پول را در تامین معاش کودکانت مصرف کن، خداوند به حال و روزگار تو، آگاهتر از دیگران است.

 و اوست آن كس كه براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد. چه اندك سپاسگزارید.

سوره مؤمنون - آیه 78





نوع مطلب : کوتاه و خواندنی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 شهریور 1396 01:21 ق.ظ
Why visitors still make use of to read news papers when in this technological world all is
existing on net?
چهارشنبه 18 مرداد 1396 04:08 ب.ظ
Hmm it looks like your blog ate my first comment (it was super long) so I guess I'll just
sum it up what I wrote and say, I'm thoroughly enjoying your blog.
I too am an aspiring blog blogger but I'm still new to the whole thing.
Do you have any tips and hints for first-time blog
writers? I'd certainly appreciate it.
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:40 ب.ظ
whoah this blog is wonderful i like reading your articles.
Stay up the good work! You already know, a lot of persons are
searching around for this info, you could help
them greatly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
  • کد نمایش افراد آنلاین